خانه داستان‌ها درباره ما
← بازگشت
اولین روزی که مریضی جانش را نجات دادم روایت منتخب
لحظه‌های ماندگار

اولین روزی که مریضی جانش را نجات دادم

س
سارا محمدیپرستار بخش داخلی · ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
⏱ 1 دقیقه

به سرعت دویدم و کد احیا اعلام کردم. دستانم می‌لرزید اما حرفه‌ای کار کردم. بعد از ده دقیقه که قلب بیمار دوباره شروع به تپیدن کرد، بغض کردم. آن روز فهمیدم چرا پرستاری را انتخاب کردم.