خانه داستان‌ها درباره ما
← بازگشت
همکار جوانی که یادم داد دوباره امیدوار باشم روایت منتخب
همراهی

همکار جوانی که یادم داد دوباره امیدوار باشم

س
سارا محمدیپرستار بخش داخلی · ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
⏱ 1 دقیقه

او تازه‌کار بود و پر از انرژی. من خسته و بی‌انگیزه. وقتی دیدم با چه عشقی به بیماران نگاه می‌کند، شرمنده شدم. یادم انداخت چرا در اول کار پرستار شدم.