خانه داستان‌ها درباره ما
← بازگشت
نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشد روایت منتخب
همراهی

نامه‌ای که هیچ‌وقت فرستاده نشد

ا
الهام احمدیپرستار کودکان · ۹ شهریور ۱۴۰۵
⏱ 1 دقیقه

برای مادری که هر روز کنار تخت پسرش می‌نشست. داستانی درباره امید. نوشتن نامه‌ای به او که هیچ‌وقت جرات نکردم آن را به دستش بدهم. من نمی‌توانستم معجزه کنم، اما می‌توانستم همراهش باشم. و همین، بیشتر از هر دارویی آرامش می‌داد.