خانه داستان‌ها درباره ما
← بازگشت
یک فنجان چای برای مادر بزرگ روایت منتخب
امید

یک فنجان چای برای مادر بزرگ

س
سارا محمدیپرستار بخش داخلی · ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
⏱ 1 دقیقه

یک گفتگوی کوتاه در پایان شیفت که هنوز لبخندش را به یاد دارم. مادر بزرگ هر روز یک فنجان چای می‌خواست و هر روز از من تشکر می‌کرد. حتی وقتی حالش خوب نبود. یاد گرفتم که خوش‌قلبی مسری است و می‌تواند سخت‌ترین روزها را قابل تحمل کند.